ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )

1962

مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )

آميزش بهم رسانيد و او اموال وى را از شبهات تطهير و نفسش را از رذائل پاك كرد ، و حاجى ميرزا على اكبر به مكه معظمه رهسپار شد و از آنجا بنجف رفت ، و چندى بدروس بعضى از علما رفت تا آخر بمجالس دروس آقاى شريعت و حاجى آقا رضا همدانى و حاجى نورى راه يافت و از اين بزرگوار مجاز در روايت گرديد ، و در سنه 1322 بهمدان باز آمد ، و پس از دوسه سالى در سنه 1325 هزار و سيصد و بيست و پنج وفات كرد ، و چندين فرزند صغير باز نهاد « 1 » .

--> ( 1 ) شرح حال صاحب ترجمه را آقاى دكتر مهدى درخشان در كتاب « بزرگان و سخن‌سرايان همدان 2 : 73 - 75 » ذيل عنوان « صدر همدانى - صدر الاسلام - گلشن - دبير » بنقل از چند مأخذ چاپى ذكر كرده است ، اما اطلاعى از خاندان و بازماندگان آن مرحوم بدست نداده و درباره مدت عمر و وفات و مدفنش گويد : « . . . در سال 1325 ق در حالى كه بيش از 45 مرحله از عمرش نمىگذشت دار فانى را وداع گفت و جسدش را بنجف اشرف منتقل كردند » ، انتهى . بهترين شرح حالى كه از صاحب ترجمه در دست است رساله‌ئى است به خط خود آن مرحوم در 16 صفحه به اندازه وزيرى كه در يكى از تأليفاتش « كاسه درويشان » وارد كرده و نسخه اصل آن با چند تأليف ديگر وى نزد فاضل ارجمند آقاى حاج ميرزا فخر الدّين نصيرى امينى ( حفظه اللّه تعالى ) موجود است و معظم‌له اين جزوه را در سرآغاز كتاب نفيس ديگر صاحب عنوان « تكاليف الانام فى غيبة الامام عليه الصلاة و السلام » در سال 1396 ق در تهران عينا هر دو از روى خط زيباى مؤلف با ضمائم نفيس ديگر « جمعا در 313 صفحه » بطبع رسانيده و حسبة توزيع نموده‌اند . جزاه اللّه تعالى عن الاسلام و اهله خيرا . مراجعه به اين مجموعهء جليله بسيار مغتنم مىباشد . بارى صاحب عنوان در مقدمه رساله گويد : « اين حقير اسمم على اكبر خلف مرحوم مبرور حاجى ميرزا شير محمد بن حاجى گل‌محمد بن ثقه عادل آقا محمد طاهر الهمدانى ، و نام مادر مرحومه مغفوره‌ام حاجيه خورشيد خانم بنت مرحوم ثقه عادل آقا محمد شريف همدانى است » الخ . آنچه شايان توجه است اينكه در اواخر رساله گويد : « . . . زمان مجاورت در نجف اشرف كه حالت صحت بدن و اسباب جمع داشتم روزى يك‌هزار و دويست بيت تحرير مىنمودم و فعلا قريب بده سال است « ناسخ التفاسير » را نمىتوانم از سواد به بياض بياورم ، و اين اوقات قادر بر اين نيستم كه روزى يك صفحه بنويسم چرا كه فعلا عمرم از چهل *